رهپویه حکمت هنر

رهپویه حکمت هنر

حکمت خاک در عرفان هنری خیام نیشابوری

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
استادیار، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران.
چکیده
در عرفان هنریِ حکیم خیام نیشابوری-که تجربه های هنرمندانه او در فروغ آموزه های عرفانی است- گاه با واژگانی روبرو می شویم که وی به دفعات دراشعار خود تکرار کرده است؛ تکراری که شاید گونه ای تذکارباشد. از جمله این واژگان خاک، گِل، کوزه، کوزه گری ومواردی از این دست است که تبیین آن می‌تواند به وسعتِ فهم ما از بُن مایه هایِ ارزشی هنر ایرانی اسلامی منجر شود. خیام؛ پیش و بیش از همه اهل حکمت است و شاعری او در ذیلِ اتصاف او به حکمت معنی می یابد. لذا به نظر می رسد که او شعر را - بیانی مخیل و تبیینی می داند- ومَرکبی برای مقصدی خاص برمی شمارد. اما آنچه او انجام می دهد محصول اراده ای هنرمندانه در قالب رباعی-به عنوان ظرفیتی برای بیان موجز، مستحکم و کامل است. او از ظرفیت های نمادین خاک و کوزه برای نهادینه سازی مقصد حِکمی خود نهایت استفاده را می کند. این مقاله بانگاهی پساساختارگرایانه ، به روش مطالعات توصیفی تحلیلی و با هدف تبیینِ عرفانی نمادهایی چون خاک و کوزه دراشعار وی به رشته تحریر درآمده و نگارنده کوشیده تا با رویکردی کیفی به گردآوری شواهد مکتوب آن بپردازد و بکوشد تا از منظر اندیشه ورزی حکمی به تبیین عنصر خاک در رباعیات خیام نیشابوری بپردازد.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

The Wisdom of the Soil in Khayyam Neyshabouri's Artistic Mysticism

نویسنده English

Alireza Bavandian
Assistant Professor, Art Research Department, Faculty of Arts, Neyshabor University, Neyshabor, Iran.
چکیده English

Art has always played a significant and important role in the effective transmission of ideas and judgments.The Wisdom of the Soil in Khayyam Neyshabouri's Artistic Mysticism
To explain the aspects and dimensions of Iranian Islamic art, the discovery of mystical and esoteric foundations and contemplation on the inner aspects of this art is an undeniable necessity. Iranian art cannot be identified without mysticism. Mystics and artists reach common ground in the field of Iranian art; Both mysticism and art reach the nature of existence through the path of discovery and rational intuition - that is, the reflection of absolute existence (absolute light). Both the mystic and the artist consider the universe as a manifestation of God's love. The difference is that mystics have no obligation to share their mystical findings with everyone, and this is the reason for using the code language. But artists have to convey their mystical findings in a tangible way. As a result, the most serious topics of nominal art in mystical texts have been highlighted and the most magnificent works of art in Islamic culture belong to those who have walked the path. Since in the field of art and mysticism we see traces of each of these phenomena in the other, we can examine this relationship in the worldview of mystics and mystical artists. The traditionalists who emerged in the world of modernity with the element of tradition seek to create a world using the world of art and mysticism to guide the modern man from the turmoil of the modern world which leads to the originality of the partial intellect to the general intellect. They believe in the influence of art and mysticism on each other and challenge works of art in a mystical context. Mystics and artists look at all phenomena of existence from the perspective of intellectual intuition and consider them as symbols of God's grace. Among these cases we can mention the soil. In the artistic mysticism of the sage Khayyam Neyshabour - whose artistic experiences are in the light of mystical teachings - we sometimes come across words that he has repeated many times in his poems; A repetition that may be a kind of reminder. Among these words are soil, mud, jar, pottery, and the like, the explanation of which can lead to a broader understanding of the valuable foundations of Iranian Islamic art. Khayyam; First and foremost, he is a man of wisdom, and his poetry finds meaning under wisdom. Therefore, he seems to consider poetry - an imaginative and explanatory expression - and a compound for a specific purpose. But what he does is the product of an artistic will in the form of a quatrain — as a capacity for concise, solid, and complete expression. He makes the most of the symbolic capacities of soil and jars to institutionalize his ruling destination. This article is a post-structuralist approach, written by descriptive-analytical studies with the aim of explaining symbols such as soil and jars in his poems, and the author has tried to collect written evidence with a qualitative approach.
Keywords: soil, artistic mysticism, Khayyam, world,jar

کلیدواژه‌ها English

soil
artistic mysticism
Khayyam
world
jar
منابع فارسی:
آریان، ح. (1398). تحلیل اسطوره خاک در اندیشه خیام نیشابوری. تفسیر و تحلیل متون زبان و ادبیات فارسی (دهخدا)، (42)، 275–298.
انصاریان، ح. (1362). عرفان اسلامی. المهدی.
براون، ا. (1361). تاریخ ادبیات از فردوسی تا سعدی (ف. بختیاری، مترجم). مروارید.
تقوی، م. (1384). رباعیات خیام، شعر یا فلسفه؟. جستارهای نوین ادبی، 38(1)، 27–53.
تمیم داری، ا. (1386). مکتب رباعیات خیام. متن پژوهی ادبی، (33)، 52.
حصاری پور، م.، کریمی نیا، م.، و انصاری مقدم، م. (1400). تبیین رابطه سرنوشت و اختیار انسان در زندگی از منظر آموزه های قرآنی. دستاوردهای نوین در مطالعات علوم انسانی، (45)، 153–169.
حسام پور، س.، و حسنلی، ک. (1388). رویکردهای پنج گانه در خیام شناسی. کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی، (18)، 183.
حیدری، م.، حمیدی بلدان، م.، و متحد، ش. (1392). چگونگی حضور خیام در شعر عبدالوهاب البیاتی با تاکید بر دو دفتر شعری «الذی یاتی ولا یاتی» و «الموت فی الحیاه». کاوش نامه ادبیات تطبیقی، (10).
خزانه دارلو، م.، یوسف پور، م.، و یاسری، ح. (1399). رویکرد عرفانی و تعلیمی برون و درون قصه ای مثنوی معنوی بر اساس نظریه تداعی. عرفان اسلامی، (65)، 25–44.
خوارزمی، ت. ح. (1368). شرح فصوص الحکم. مولی.
خوشحال طولازدهی، ش.، و حلبی، ع. ا. (1399). سیر تحول افکار خیامی از قرن چهارم تا هفتم در شعر فارسی. سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، (51)، 177–198.
خسروی فارسانی، م.، امام جمعه، م.، و ارشد ریاحی، ع. (1397). اصالت ماهیت و اعتباریت وجود از نگاه خیام (با تاکید بر قرائت سمنانی). اندیشه دینی، (66)، 45–64.
رازی، ن. ا. (1399). مرصاد العباد. فردوس.
سالزگبر، ج. (1399). رواقی‌گری: فلسفه زیستن خردمندانه (س. بحیرایی، مترجم). مهرگان خرد.
سام پور، س. (1378). ارزشیابی میزان درک دانش‌آموزان از مفاهیم عرفانی کتابهای ادبیات فارسی دوره دبیرستان [پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید باهنر کرمان].
سروش، ع. (1384). قمار عاشقانه. موسسه فرهنگی صراط.
شجاعی، م. (1379). بازگشت هستی. موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر.
شریعتی، ز. (1394). بررسی رباعیات خیام بر اساس نظریه تحلیل گفتمان لاکلاوموف [پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه فردوسی مشهد].
شریفیان، م. (1384). نماد در اشعار سهراب سپهری. پژوهشنامه ادبیات و علوم انسانی، (45-46).
شه روی، ا. (1384). جهان‌بینی حکیم عمر خیام نیشابوری. همراه.
صدرفراتی، م.، و گمینی، ا. (1400). افلاک از کی صلب شدند؟ نگاهی به تاریخ تحول مفهوم فلک در تمدن اسلامی. فلسفه علم، 11(2)، 125–157.
صدیقی نخجوانی، ر. (1347). خیام پنداری و پاسخ افکار قلندرانه او. محمدی.
صفا، ذ. (1362). تاریخ ادبیات ایران. فردوسی.
طاهرزاده، ا. (1385). از برهان تا عرفان. لب المیزان.
فیروزی، ج.، و حقیقت، س. (1393). اسطوره های آفرینش انسان در مصر و بین النهرین. پژوهشنامه ادیان، 8(1)، 53–75.
کیت، و.، و چمبرز، گ. (1378). هراکلیتوس (م. قوام صفری، مترجم). فکر روز.
محسنی نیا، ن. (1389). خیام پژوهی با تکیه بر جهان معاصر عرب. متن شناسی ادب فارسی، 2(3).
نیکوبخت، ن.، و گاژا، ر. (1388). بررسی اندیشه های خیام درباره زندگی و مرگ در سنت شعری کلاسیک های جهان. تاریخ ادبیات، 1(2)، 139–160.
ویسی حصار، ر.، توانگر، م.، و والی، ر. (1392). پنج کلان الگوی استعاری در رباعیات اصیل خیام. پژوهش های زبان شناسی تطبیقی، (6)، 89–104.
واحد، ا.، و صادری، ط. (1393). بررسی یازده رباعی از خیام در میان رباعیات منسوب به حافظ با تکیه بر تاریخ نسخ و نکات سبکی و محتوایی. زبان و ادب فارسی، (229)، 137–155.
اسماعیلی، م. ج.، و مشایخی، س. (1395). [عنوان مقاله]. تاریخ فلسفه، (25).
حسنلی، ک.، و سعید، ح. (1384). [عنوان مقاله]. نثر پژوهی ادب فارسی، (17).

  • تاریخ دریافت 05 تیر 1401
  • تاریخ پذیرش 02 شهریور 1401